این عاشقانه ، دخترانه است ...

وقتی خم میشوم که دستهایت را که سخت پس میکشی ببوسم
و زیر لبانم سختی و پینه های دستانت زمخت ب نظر میرسد ...
وقتی صدای خنده ی خفه ات منقلبم میکند که باز میخواهی بغضت پنهان کنی...
وقتی سر بلند میکنم و میبینم ستاره های عشق در چشمت سوسو میزنند و پای چشمانت تر است...
وقتی از راه میرسی و اتاق ب اتاق میگردی تا پیدایم کنی - که هنوز حضورم در خانه ات حس شود - ...
وقتی خودت را ب آب و آتش میزنی که چیزی در زندگی ام کم نباشد و کسر نیاید ...
وقتی هنوز لب تر نکرده برایم قدم بر میداری ...
وقتی حتی در خیالم دلم گرم میشود که ... هستی ... پشت و پناهم ...
- که سایه ات بر سرم 100ساله شود الهی -
وهزاران وقت دیگر که باعث میشود سرم را بالا بگیرم بخاطر حضورت و دلم گرم شود...

چیزی ب سنگینیه بغض در گلویم گلوله میشود.
دستی از ناکجا قلبم را درسینه میفشارد.
بابا
تو تا ابد قهرمان زندگیه منی
اگرچه
من شاهزاده ی رویاهایم را نیز پیدا کرده ام . - و چقدر هم شبیه توست مهربانیهایش -
بابا
حضور هیچ کس
نمیتواند حضور پررنگت را در زندگی ام از رنگ بی اندازد.

my dad,is my hero

/ 6 نظر / 13 بازدید
زبل خان

سلام به دونه برف عزیز باز هم مثل همیشه عالی بود کلی خندیدم دمت گرم

زبل خان

هرگز گنجشکی را که در دست داری بخاطر کبوتری که در آسمان است رها مکن

زبل خان

گاهي ميتوان از کور سوي نگاه خود به اميد بي کران دست يافت ...

سحر

عزیزم، خداوند انشاا... بابا و مامان عزیزتو برات سالم و سرحال نگه داره.[قلب][گل]

یه نفر

ای جاااااان روز پدر و به پدر سختی کشیدم که شاید اخلاقش اصن خوب نیست ولی تو دلم جای داره وبه پدر گرامیت تبریک میگم