زنگار

یه سر زدم به سر رسیدایی که چکیده ی کتابایی که میخونمو توش می نوشتم... اینا خیلی روحمو جلا داد... گفتم share کنم شاید روح دیگه یی هم باشون صیقل بخوره:مژه
**
من مست و تو دیوانه ... ما را که برد خانه؟
صد بااااااااار تورا گفتم ... کم خور دو سه پیمانه
(مولانا)
**
من بنده ی آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من .... نتوانم ....
(حافظ)
**
چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
میان بگشاد اسرار و میان بر بست اندیشه
(مولانا)
**
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد ....
(مولانا)
**
دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی؟
(شیخ بهایی)
**
ما را ز تو غیر از تو تمنایی نیست
از دوست به جز دوست نمی بایید خواست
(رهی)
**
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست؟
گنج و ما رو گل و خار و غم و شادی به همند...
(سعدی)
**
گر دل به هوای کولی ای بر جوشد
صد حور بر او جلوه کنی ننیوشد...
(ابوسعید ابوالخیر)

چقدر من ادبی و مودب بودم در این پست... دقت کردین خداییش؟؟؟نیشخندعینک
/ 3 نظر / 11 بازدید
MaHnA

سلاام با ادب :)) قشنگ بودن شعرا [گل]

سحر

بسیار ادبی و مودبانه! بسیار نیکو![خرخون][عینک]

علی

آره منم از ادبیات متنفرم[نیشخند]